محمد تقي جعفري
25
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و در انتقاد از ادعاى حقانيتى كه صاحب ظاهرى گاو بر عليه كشندهء گاو مىنمود ، با اين كه حق با كشندهء گاو بود ، وقتى كه داد و قال و بلند پروازىهاى مدعى به حد اعلا مىرسد ، از زبان حضرت داود عليه السلام به او مىگويد : برو ، ريدهاى آن گاه صدر و پيشگاه ؟ اين جمله مأخوذ از مثلى است كه در بارهء كودكى گفته مىشود كه شب رختخوابش را كثيف كند و بامداد از خواب بيدار شود و به نشستن پايين اطاق راضى نشود و بخواهد كه برود در صدر اطاق هم بنشيند پس از توجه بمقدمات گذشته مىتوانيم به موضوع بحث كه عبارت است از قدرت فوق العادهء جلال الدين به تشبيه و تمثيل و تنظير و تجسيم است وارد شويم : جلال الدين در تشبيه محسوسات به محسوسات و محسوسات به معقولات و بالعكس در تشبيه معقولات به محسوسات . همچنين در انواع گوناگون تمثيلات و تنظيرات چنان قدرت و زبر دستى نشان داده است كه اگر بگوييم : از اين جهت در تاريخ فرهنگ بشرى بىنظير بوده است ، مبالغه نكردهايم . من وقتى كه به اينجا رسيدم ، مقدار زيادى در فكر فرو رفتم كه چه بايد كرد ؟ اگر بخواهم براى اثبات قدرت فوق العادهء جلال الدين به تشبيه و تمثيل . . . چند شاهد بياورم ؟ آن شواهد چقدر و از چه نوع باشد ؟ فكرم بجايى نرسيد ، و نتيجه رسيدم كه براى نشان دادن قدرت شگفت انگيز جلال الدين در بارهء تشبيه و تمثيل بايد از اول مثنوى گرفته تا پايان آن را در همين مقدمه بنويسم بدين جهت است كه بعضى از تشبيهات و تمثيلات را كه در اين مقدمه مىآوريم تنها و تنها به عنوان كمترين نمونه ايست كه حقيقتا گوياى آن اقيانوس بىپايان و متلاطم تشبيهات و تجسيمات و تمثيلات نخواهد بود . چند نمونهء ناچيز از تشبيهات و تمثيلات جلال الدين در مثنوى بود اندر منظره شه منتظر تا ببيند آن چه بنمودند سر